عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

196

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

گرد آيند . تا يك بندهء مؤمن را از راه حق برگردانند نتوانند و از آن درمانند و عاجز آيند . ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ - اگر ايشان را قدرى و خطرى بودى آن چنان جرم عظيم را بدين آسانى و زودى عفو نيامدى . سرعة العفو على عظيم الجرم يدلّ على حقارة قدر المعفوّ عنه - با نزديكان و عظيم قدران مضايقه بيش رود . زنان رسول را صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميگويد « من يأت منكنّ بفاحشة مبيّنة يضاعف لها العذاب ضعفين » اين نه از مذلت و اهانت ايشان بود بلكه اين از تعزّز و كرامت ايشان بود . بنى اسرائيل را چنان گفت ، كه بى قدر و بى خطر بودند و اين امت را گفت وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ فهذا العظم قدر هم و ذلك لقلّة خطرهم . وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ - موسويان را فرقان به ظاهر داد و محمديان را فرقان در باطن نهاد ، فزون از ظاهر و فرقان باطن نور دل دوستانست كه حق از باطل بدان نور جدا كنند ، و اليه الاشارة بقوله تعالى إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً - و زينجا بود كه مصطفى ع وابصة را گفت « استفت قلبك » و گفت « اتقوا فراسة المؤمن فانه ينظر بنور اللَّه » - و كسى را كه اين فرقان در باطن وى پديد آيد شرب و همت او از غبار اغيار پاك گردانند ، مذهب ارادت او از خاشاك رسوم صيانت كنند ، ببساط روزگار او را از كدورات بشريت فشانده دارند ، ديدهء وقت او از دست حدثان نگه دارند تا آنچه ديگران را خبر است او را عيان گردد ، آنچه علم اليقين است عين اليقين شود ، كه در مملكت حادثهء در وجود نيايد كه نه دل وى را از آن خبر دهند . مصطفى ع را پرسيدند كه اين را نشانى هست ؟ فقال - اذا دخل النور القلب انشرح الصدر - نشانش آنست كه سينه گشاده شود بنور الهى ، چون سينه گشاده شود همت عالى گردد ، غمگين آسوده شود ، پراكندگى بجمع بدل گردد ، بساط بقا بگسترد ، فرش فنا در نوردد ، زاويهء غمان را در ببندد ، باغ وصال را در بگشايد ، به زبان حال از سر ناز و دلال گويد : - در كوى اميد منزلى دارم خوش * در قصهء عشق مشكلى دارم خوش تفصيل دلم چه پرسى اى جان جهان * در جمله همى دان كه دلى دارم خوش